نظر بدید کشتید منو

سلام ایندفه خطم رو عوض کردم  از نظر ندادن شما داره بدم میاد بخواین نظر ندین میبندمشا

ببندم؟ راضی میشین؟

انگار نظر دادن براشون سوهان روحه حتما باید شما رو به خدا سپرد؟

چرا نظر نمیدید اخه نظر نظرنظرنظرنظرنظرنظرنظرنظرنظر مطالب رو چرا نمیخونین فقط مطلب اولو میخونین بی انصاف نباشین لفطن اصلا کسی به لینکای دوستان نگاه میکنه نه خداییش نگا میکنین؟

خنده تو این ماه و ماه صفر ممنوعه؟

سلام نمیدونم چرا تو این ماه نمیشه جک تعریف کرد خندید چرا آخه

چرا نمیشه رفت خواستگاری آخه؟

دوستم دو روز دیگه میخواد بره خواستگاری ۲ ساله داره میگه این اون این اون...

ایندفه دیگه زن گرفتیم تموم شد آخرشم هیچی به حرفاش دیگه نمیشه اعتماد کرد

یه دوستی داشتم دیگه ازش خبری نیست دیگه باشه اشکالی نداره دیگه از جایزه خبری نیست قرار بود بهش جایزه بدم چون زیاد میاد الان دیگه نمیاد خوب جایزه خوبش لغو شد برات متاسفم دوست عزیز

مقتل روز عاشورا

سلام بر خوانندگان

ما رسممون تو روز عاشورا اینه که ساعت ۹ صبح بریم مقتل گوش بدیم و بعد نماز جماعت بعد ناهار بعد دویدن سمت خیمه های در حال سوزاندن بعد رفتن به حرم حضرت زینب خواهر امام رضا در اصفهان و سینه زنی و بازگشت به خانه شب هم شرکت در شام غریبان

امسال قاری مقتل عوض شده بود جدا اگه همون شخص که سالای قبل میاوردن مقتل رو بخونه شور عجیبی داشت و بیشتر گریه میکردیم اما امسال واقعا کمتر گریه کردم مراسم بد بود امسال زیاد اونطوری که باید سبک نشدم

خوندن مقتل واقعا هنره که امسال شخص هنرمند نبود مداحاشونم بد بودن امسال

 از امام حسین میخوام که سالای بعد هم توی مراسم لایام محرم شرکت کنیم ( العوده یا ابا عبد الله الحسین ) 

حرمله لعنت الله علیها

سلام میخوام داستان حرمله رو بگم حرمله آهنگر بود و یه دوست مومن داشت دوستش رفت حج و خدمت امام سجاد علیه السلام رسید حضرت فرمود به حرمله بگو دعا میکنم که در این دنیا به آهن بسوزی و در آخرت به آتش جهنم او هم به حرمله گفت مگر چه کرده بودی که امام در حق تو این دعا را کرد گفت من تیر انداز ماهری بودم توی جنگ کربلا من سه تیر بیشتر نزدم که به هدف خورد

طاقت داری بگم ؟

اولین تیر رو تو چشم ابو الفضل العباس زدم دومین تیر رو زدم به گلوی علی اصغر و او را به شهادت رساندم و سومین تیر وقتی بود که سنگ زدن به سر امام حسین امام لباسش رو برداشت که خونش رو پاک کنه فرصت رو غنیمت شمردم و اولین تیر رو توی قلب حضرت زدم

هر کی اینو خوند و بگه لعنت الله علی حرمله من الان الی قیام یوم الدین هر کی خوند بگه السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین جمیعا و رحمت الله و برکاته

این حرفا زیاد با مقتل امام جور نیست به بزرگواری خودتون ببخشین اما همین چیزاست که به مقتل شور میده و گریت میندازه

شهادت امام حسین و اصحابشون رو به همه گذشتگان و اهل بیت و مسلمین تسلیت عرض مینمایم

حتما بخونین

سلام من سال سوم ابتدایی رفتم سینما یه فیلم دیدم به اسم دنیای وارونه توی سینما رودکی واقع در ملک شهر اصفهان روبروی شهر بازی ملک شهر این فیلم قصه اش این است که دو مهندس شیمی در حال تولید سم برای یک شرکت سم پاشی هستند به اشتباه موادی که میزنند یک ماده تولید میشود که باعث میشود فرد نتواند دروغ بگوید و فقط کارهای نیک انجام دهد با ماجراهایی که پیش میآید اینها از شرکت اخراج میشوند تصمیم میگیرند که این سم را روی سر مردم خالی کنند که همه خوب و راستگو شوند در ادامه فیلم به سکانسی میرسیم که وزرا و سفرای خارجه نشست دارند و به صورت زنده در حال پخش است که هواپیمای سم پاشی این دو مهندس از بالای آنها عبور میکند و روی سرشان خالی میکنند سکانس بعدی در خانه پدر زن مهندس است که تلوزیون را نشان میدهد که برنامه زنده است و همه سفرا و وزرای خارجه در حال خاراندن خود هستند یک نگاه به عقب زدم دیدم ناخودآگاه همه افراد حاضر در سینما بدن خود را میخوارند برای من بسیار جالب و خنده دار بود میخواستم بگم با هر شخص یا هر چیزی که برخورد کنید ناخوداگاه شبیه آن میشوید و رفتار آن شخص در شما اثر گذار است مثلا اگر به دکتر گوش و حلق و بینی بروید یک یا دو نفر سرفه کنند همه شروع به سرفه کردن میکنند میخوام بگم حواستونو جمع کنید با آدمای بد نشست و برخواست نکنید مثلا افراد معتاد ناخوداگاه به سمت مواد مخدر کشیده میشوید

بینندگان خوب فکر نکنید من آدم خوبیم معتاد نمیشم با یه بار کسی معتاد نمیشه اینا رو از ذهنتون بیرون کنید یه مثال بزنم توی یه فیلم دیدم که مصطفی زمانی ( یوزارسیف ) همسرش معتاد است و قادر به ترک نیست مصطفی میگه میخوام بهت ثابت کنم که اراده داشته باشی میتونی ترک کنی و خودشو معتاد کرد و نتونست ترک کنه مراقب خود و دوستانتان باشید

موفق باشید منتظر نظرات شما هستم

روضه خوانی و نامه ای به آقا ابا عبد الله الحسین

سلام دوستان و خوانندگان ایام محرم رو از ته قلب به شما تسلیت عرض مینمایم و از ته قلب داد میزنم خدایا فرج امام زمانم را به حق امام حسین برسانم به خدا میگم این الطالب بدم المقتول بکربلا

نامه ای نوشتم که در حقیقت روضه ایست برای ابا عبد الله امیدوارم خداوند متعال و امام حسین آنرا به عنوان خدمتی برای خود قبول فرماید

با توجه به طولانی بودن اونو توی ادامه مطلب میارم هر که خواستار روضه اومدن باشه هر کی خواستار گریه باشه ( اگه دلشو داشته باشین و تو حس باشین ) هر کی میخواد از معنویات گریه کردن و ثوابش استفاده کنه هر کی میخواد گناهاش بریزه و مورد مغفرت خدا قرار بگیره بیاد ادامه مطلب بدونین گریه کردن مهم نیست صرف حضورتون از ثوابش بهره مند میشین اگه گریه نکردین یا دل سنگین یا من آدم بدیم یا از ته قلبم ننوشتم یا یا یا یا .............. یا خدای بزرگ یا حسین شهید اینو کار رو از من قبول کن خدایا ثوابی و بهره ای اگه باشه تمام و کمال به حضرتش تقدیم میکنم و بدان که هر چه داریم لطف و کرم توست فکرم دستم اشکهایم علمم همه چیز ای خدا تو را برای همه چیز شاکرم

ادامه نوشته

سنت حسنه

سلام به دوستان این بار میخوام از یه سنت خانوادگی حرف بزنم

زمانی که کوچک بودیم پدرم آدامس پفک بیسکویت و اینها رو برامون زیاد میخرید میذاشت توی آشپزخونه

به ما فهمونده بود که هر وقت قبل از غذا اول تا سومین شخصی باشید که بسم الله الرحمن الرحیم میگفتید بهتون آدامس میدم.همه با هم مسابقه میدادیم برا گفتن بسم الله الرحمن الرحیم آخرش همه این ذکر رو قبل از غذا میگفتیم و این تا الان الان تو خانوادمون رسمه اونزمان به همهمون میداد الان بعضی وقتا آدامس بهمون میده نه همیشه ولی ما همیشه توی بسم الله الرحمن الرحیم گفتن مسابقه میدیم

حالا میخوام بگم که این یه سنت حسنه شده توی خانوادمون و ذخیره ای معنوی برای پدرم میباشد مادامی که به این سنت ادامه بدیم

میگن زمانی که شیطان از بهشت رانده شد چندتا سوال از خدا پرسید یکیش این بود که غذا چه بخورم و خداوند به او پاسخ داد که در سر سفره ای غذا بخور که ابتدای آن سفره و غذا بسم الله الرحمن الرحیم گفته نشود جالبه بدونین که از پیامبر گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صل لله علیه و آله و سلم روایت شده اگر فراموش کردید این ذکر را بگویید هر وقت یادتان آمد بگویید و آخر کار بگویید بسم الله علی اوله و آخره میگن شیطان هر چی خورده بالا میاره 

امیدوارم خوشتون اومده باشه

یک داستان

سلام بر بینندگان وبلاگ

یک داستان خنده دار وجود داره که اگه دوست داشتید به ادامه مطلب برید

ادامه نوشته

اذیت خواهر زاده

سلام یاد یه خاطره افتادم خواهر زادم از اونایی هست که تو تابستون دوست داره رختخوابش سرد باشه یه بار تو تابستون رفتم تو رختخوابش غلط میخوردم عصبانیت داشت میکشتش رفت ویر(وسیله ای که بعد از حمام سرشان را با آن خشک میکنند) اورد و حسابی رختخوابش رو سرد کرد بعد اومد تو رختخوابم با همون ویر گرمش کرد منم میخندیدم تموم کرد دلش خنک شد به راحتی اومدم رختخوابم رو وارونه کردم و خندیدم ههههههههههههههههههههههههههههه بعد ازم یاد گرفت با داداشش این کارو کرد